تبليغاتX
ندای الهــــــــــــی...
 
 
 
خاطرات اآیت الله بهجت...
حجة السلام والمسلمین قدس از شاگردان آقا می گوید: « یک روز از روزهای درسی کمی زودتر به خانه آیت الله العظمی بهجت رفتم ـ زیرا ایشان گاهی از اوقات وقتی شاگردان به درس حاضر می شدند هرچند یک نفر هم بود به اتاق درس می آمد و تا هنگام آمدن دیگران احیاناً جریان و یا حدیث و یا نکته اخلاقی را گوشزد می کردند ـ بنده نیز به طمع مطالب یاد شده قدری زودتر رفتم. خوشبختانه آقا که صدای « یا الله » حقیر را شنید زودتر تشریف آورد، بعد از احوالپرسی فرمود: در نجف یکی از آقازاده های ایرانی که از اهل همدان و بسیار جوان زیبا و شیک پوش بود و از هر جهت به جمال و خوش اندامی شهرت داشت، به بیماری سختی گرفتار و از دو پا فلج شد به گونه ای که با عصا بیرون می آمد. من سعی داشتم که با او روبرو نشوم، زیرا فکر می کردم با وصف حالی که او داشت، از دیدن من خجالت می کشد، لذا نمی خواستم غمی بر غمش بیفزایم. یک روز از کوچه بیرون آمدم و دیدم او سر کوچه ایستاده است و ناخواسته با او روبرو شدم و با عجله و بدون تأمل گفتم: حال شما چطور است؟ تا این حرف از دهانم بیرون آمد ناراحت شدم و با خود گفتم که چه حرفی ناسنجیده ای مگر حال او را نمی بینی! چه نیازی بود از او بپرسی؟ به هر حال خیلی از خودم بدم آمد. ولی بر خلاف انتظار من، وقتی وی دهان باز کرد مثل اینکه آب یخ روی آتش ناراحتی درونم ریخت، چنان اظهار حمد و ستایش کرد و چنان با نشاط و روحیه ابراز سرور کرد که گویا از هر جهت غرق در نعمت است من با شنیدن صحبت های او آرام گرفتم و ناراحتی ام بر طرف گردید. »
ن : بهار
ت : جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391
خدا صدایم میزند
خدا صدایم میزند

. . .

دلش برایم تنگ شده

. . .

من میروم

. . .

صدای اذانش میاید

. . . .

من هم دلتنگ خدا شده ام

. . .


ن : بهار
ت : سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391
خاطرات شهید چمران
*ریاضیش خیلی خوب بود. شب ها بچه ها را جمع می کرد کنار میدان سرپولک ؛پشت مسجد به شان ریاضی درس می داد. زیر تیر چراغ برق.

*تومار بزرگ درست کرد و بالایش درشت نوشت:"صنعت نفت در سرتاسر کشور باید ملی شود" گذاشتش کنار مغازه ی بابا مردم می آمدند و امضا می کردند.

*سال دوم یک استاد داشتیم که گیرداده بود همه باید کراوات بزنند. سرامتحان، چمران کراوات نزد، استاد دونمره ازش کم کرد. شد هجده، بالاترین نمره.

*یک اتاق را موکت کردند. اسمش شد نمازخانه.ماه اول فقط خود مصطفی جرأت داشت آنجا نماز بخواند. همه از کمونیست ها می ترسیدند.

*وای که چقدر لباسش بد ترکیب بود. امیدوار بودم برای روز عروسی حداقل یک دست لباس مناسب بپوشد که مثلا آبروداری کنم. نپوشید. با همان لباس آمد. می دانستم که مصطفی مصطفی است

*بلند گفت "نه عزیز جان، نه. عقب نشینی نه. اگر قرار باشد یک جایی بایستیم و بمیریم، همین جا می مانیم و می میریم." کسی نمرد. وقتی برگشتیم، یک نفر دستش ترکش خورده بود، یک نفر هم دوتا آرپی جی غنیمت برداشته بود.


ن : بهار
ت : جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391
شهید مطهری در قالب خاطرات...

دقّت در بیت ‏المال

یکی از کارکنان دانشکده الهیات، درباره رفتار استاد مطهری می‏گوید: بنده از سال 1337 در خدمت استاد مطهری بودم. ایشان اتاقی در کنار اتاق شورای دانشکده داشتند. وقتی استادان دانشکده جلسه داشتند یا ورقه‏های امتحانی راتصحیح می‏کردند، تا ساعت سه بعدازظهر در همان اتاق می‏ماندند و از سوی دانشکده برای آن‏ها ناهار و نوشابه و میوه می‏آوردند، اما استاد مطهری وقتی ظهر می‏شد، به اتاق خودشان تشریف می‏بردند. همیشه مقیّد بودند اوّل نماز بخوانند، سپس ناهار مختصری که معمولاً نان و پنیر و یا نان و انگور بود و از منزل همراه می‏آوردند، صرف کنند. استادان و مسؤولان اصرار می‏کردند که استاد مطهری به اتاق شورا برود و از ناهار دانشکده که مثلاً چلوکباب برگ و غیره بود، صرف کنند، اما استاد قبول نمی‏کردند و عذر می‏آوردند که: «غذای من مخصوص است و غذای دانشکده با من سازگار نیست»، امّا اظهار نمی‏کردند که چرا از غذای استادان نمی‏خورند. من علتش را می‏دانستم، استاد نیز گاهی می‏گفتند: «این ناهارها، حقّ خدمتگزاران و از بیت‏المال است. استادانْ حقوق خوبی دارند، خودشان بروند از بازار بخرند و بخورند. این غذا حقّ ضعفاست».


ن : بهار
ت : چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391
شهید مطهری در قالب خاطرات...

احترام به استاد

یکی از صفات زیبا و پسندیده شهید مطهری، احترام فوق‏العاده ایشان به استاد نشان بود. در این باره نقل شده است که وقتی به شهرشان فریمان، زادگاهشان می‏رفتند، به صاحب مکتب‏خانه‏ای که در آن جا قرآن آموخته بود، بسیار احترام می‏کرد. حتی گاهی کمک‏های مالی هم به او می‏نمود.

یکی از شاگردان ایشان می‏گوید: احترام عجیبی به اساتید می‏نمود، تا جایی که به یکی از اساتیدش که از نظر خطّ فکری در مسیر انقلاب با او همراه نبود، نیز احترام می‏گذاشت. من گفتم: شما با ایشان در ارتباط هستید و به ایشان این قدر احترام می‏نمایید؟! در جواب فرمود: «ایشان حق استادی گردن من دارد».

وی باز نقل می‏کند: روزی استاد مطهری به منزل ما آمده بود. دیدم خیلی ناراحت است و می‏فرماید: «آلان در منزل علامه [سیدمحمدحسین طباطبائی] بودم و این سیّد بیمار است، ولی هیچ کس نیست که به دردش برسد و درمانش نماید». سرانجام خود مرحوم مطهری مقدمات سفر ایشان را به لندن انجام داد و با متحمل شدن هزارها رنج، اما با یک شوق عجیب، استادش را برای معالجه به لندن برد و تمام کارها را برایش انجام داد و پس از معالجه و بهبودی استاد، به همراه ایشان به ایران بازگشت».

کمک به محرومان

استاد مطهری در حدّ توان به افراد نیازمند کمک می‏کردند. یکی از کارمندان دانشکده الهیات می‏گوید: یک روز در یک خیابان فرعی کم‏عرض می‏رفتیم. تقریبا وسط‏های خیابان بودیم که دیدیم پدری فرزندش را به دوش می‏کشد. آقای مطهری گفتند: فلانی نگه دارید. من ایستادم، اما چون خیابان کم‏عرض بود، نتوانستم دور بزنم و مجبور شدم عقب عقب بروم تا رسیدم به آن شخص. بعد پیاده شدم. پیش مرد رفتم و گفتم: آقا بیایید اینجا. مرد آمد و بغل دست استاد نشست استاد پرسیدند: پدر چرا بچّه‏ات را به دوش می‏کشی؟ چه شده است؟ ناراحتی‏اش چیست؟ مرد گفت: بچه‏ام مریض است و پیش هر دکتری که می‏برم، جوابم می‏کند. پول هم ندارم که او را در بیمارستان بستری کنم. کسی را هم ندارم. همان طور که مرد حرف می‏زد، ماشین را روشن کردم و به راه افتادم. بالاخره استاد پرسیدند: منزلت کجاست؟ و بعد اضافه کردند که: راضی هستی فردا من بچه را در بیمارستان بخوابانم؟ مرد گفت که: بله از خدا می‏خواهم. استاد گفتند: فردا صبح همین آقا می‏آید به منزل شما. حالا برویم منزل را نشان بده. صبح فردا استاد به من گفتند: آقای فلانی! شما اوّل برو دنبال آن مأموریت دیروزی، من خودم می‏روم. آن پدرو پسررا سوار کردم و بردم بیمارستان. بچه را با سفارشی که استاد به رئیس بیمارستان کرده بود، در بیمارستان بستری کردند و بعد از ده یا پانزده روز، مداوا شد. آن وقت استاد مقداری پول به من دادند. من رفتم بیمارستان و حساب مخارج بیمارستان را کردم و مریض را آوردم».


ن : بهار
ت : چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391
کسی آرام می آید...

کسی آرام می آید، نگاهش خیس عرفان است
قدم هایش پراز معنا،دلش از جنس باران است
کسی فانوس بردستش،بسان نور می آید
امیدقلب ما روزی،ز راه دور می آید

 


ن : بهار
ت : سه شنبه هشتم شهریور 1390
طرح ختم قران...

سلام امروز براتون طرح ختم قرآن کریم رو براتون گذاشتم برای شرکت در این مراسم

ختم قران میتونید از آرشیو نظرها آیه و سوره ی نفر قبلی رو ببینید واز اینکهایی که

براتون گذاشتم استفاده کنید.

نیت:ظهور امام زمان(ع) و دستگیری امام حسین(ع) در زمان مرگ و شفای همه ی

مریضان و عاقبت به خیری همه ی مردم ملت جهان .

اینم آدرسهایی که میتونید آیه و سوره رو کپی کنید:متن قرآن همراه با ترجمه استاد حسین انصاریان

و

متن قرآن همراه با ترجمه و تفسیر آیة الله العظمی مکارم شیرازی

التماس دعا.


ن : بهار
ت : دوشنبه سی و یکم مرداد 1390
حکایت پند آموز...
از حضرت علی (علیه السلام) پرسیدند:
واجب چیست و واجب تر چیست؟
نزدیک چیست و نزدیکتر چیست؟
شگفت چیست و شگفت ترچیست؟
مشکل چیست و مشکلتر چیست؟
حضرت جواب دادند: واجب اطاعت از خداست و واجب تر ترک گناه است! نزدیک قیامت است و نزدیکتر مرگ! شگفت دنیاست و شگفت تر علاقه ی به دنیا! مشکل قبر است و مشکل تر بی توشه رفتن!


ن : بهار
ت : شنبه بیست و نهم مرداد 1390
خداوندا

خداوندا..

 

 آنچه را تو زود میخواهی دیر نخواهم

 

و آنچه را تو دیر میخواهی زود نخواهم


ن : بهار
ت : جمعه بیست و هشتم مرداد 1390
ما را چه شده؟

همه خاموشیم؟

با آل یزید دست در آغوشیم

حالا که نمی رویم همراه حسین

شمشیر به دشمنان او نفروشیم


ن : بهار
ت : جمعه بیست و هشتم مرداد 1390
چند حدیث برای روزه داران عزیز...

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذين يشبعون يوم القيامة

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اينان در روز قيامت‏سير مى‏شوند.

قال الصادق عليه السلام

من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

ان للجنة بابا يدعى الريان لا يدخل منه الا الصائمون.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى بهشت درى است‏بنام (ريان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند.

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

من منعه الصوم من طعام يشتهيه كان حقا على الله ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از

شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.

قال رسول الله صلى الله عليه و آله: قال الله تعالى

الصوم لى و انا اجزى به

رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:

روزه براى من است و من پاداش آن را مى‏دهم.


ن : بهار
ت : یکشنبه نهم مرداد 1390
سخنرانی حجت الاسلام آقای ماندگاری...
برای دانلود سخنرانی های حجت الاسلام آقای ماندگاری از لینک کمکی زیر استفاده کنید .با تشکر

دانلود فایل۱:دانلود سخنرانی


ن : بهار
ت : شنبه هشتم مرداد 1390
ماه مبارک رمضان...

روزه هنگام سوال است و دعا / پر زدن با بال همت تا خدا

شهر یکرنگی و بی آلایشی / ماه تقصیر و گنه فرسایشی

عاشقان معشوق خود پیدا کنند / تا سحر در گوش او نجوا کنند

درد خود گویند با درمان خویش / با طبیب و یا انیس جان خویش . . .

فرا رسیدن ماه خدا ماه مبارک رمضان رو به همتون تبریک میگم و یادمون نره که سر سفره ی افطار برای ظهور آقامون امام زمان(عج) و برای شفا بیماران دعا کنید.


ن : بهار
ت : شنبه هشتم مرداد 1390
خاطرات شهیدان (حتما بخونید)

به محض اينکه به خانه رسيد، داشت مي خنديد. گفتم: «چيه؟»

گفت: «آقاي مظاهري يک چيزي گفته به ما که نبايد به زن ها لو بدهيم؛ ولي من نمي توانم نگويم.»

گفتم: «چرا؟»

گفت: «آخر تو با زن هاي ديگر فرق مي کني.»

کنجکاو شده بودم؛ گفتم: «يعني چه؟»

گفت: «اين قدر خانه نبودم که بيشتر احساس مي کنم دو تا دوست هستيم تا زن و شوهر.»

گفتم: «آخرش مي گويي چي بهتون گفتند؟»

گفت: «آقاي مظاهري توصيه کرده که محبتتان را به همسرتان حتماً ابراز کنيد.»

توي سپاه شرط بندي کرده بودند که چه کسي رويش مي شود يا جرأت دارد امروز به زنش بگويد دوستت دارم!

گفتم: «خدا را شکر، يکي اين چيزها را به شما ياد داد.»

برای شادی روح همه ی شهیدان صلوات ختم کنید.


[ ادامه مطلب ] |
ن : بهار
ت : چهارشنبه پنجم مرداد 1390
کارها و سخنان امام خمینی(ره)

 

كمك از بهشت آمده است

امام همیشه در كارهای منزل كمك می كنند و به ما نیز می گویند كه كمك از بهشت آمده است. مثلا خودشان چایی میریزند. حتی وقتی لیوان آبی بخواهند به كسی دستور نمی دهند، خودشان به آشپزخانه می روند و لیوان را آب می كنند. وقتی می گوییم كه چرا به ما نگفتید؟ امام می گویند: " خودم باید كار كنم. "(فریده مصطفوی- زن روز - ش 966)


[ ادامه مطلب ] |
ن : بهار
ت : چهارشنبه پنجم مرداد 1390
کیمیا...

از حضرت آیت‌الله آقا موسی شبیری زنجانی نقل شده است که: در سفری که امام خمینی(ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام درصحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می شوند.

امام امت (ره) که در آن زمان شاید درحدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان می گوید با شما سخنی دارم.حاج حسنعلی نخودکی می گوید: من درحال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملی (ره) بمانید من خودم پیش شما می آیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی می آید و می گوید چه کار دارید؟

امام (ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (ع) کرد و گفت: تو را به این امام رضا، اگر (علم) کیمیاداری به ما هم بده؟

حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد بلکه به امام (ره) فرمودند:اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلا کردید آیا قول می دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و درهر جائی به کار نبرید؟

امام خمینی (ره) که از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان می بارید، سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمی توانم چنین قولی به شما بدهم.

حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام (ره) شنید روبه ایشان کرد وفرمود: حالا که نمی توانید «کیمیا» را حفظ کنید من بهتر از کیمیا را به شما یاد می دهم و آن این که:

بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هوالعلی العظیم» می خوانی.

و بعد تسبیحات فاطمه زهرا(س) را می گویی.

وبعد سه بار سوره توحید «قل هوالله احد» را می خوانی.

و بعد سه بار صلوات می گویی:اللهم صل علی محمد و آل محمد

و بعد سه بار آیه مبارکه: و من یتق الله یجعل له مخرجا. و یرزقه من حیث لایحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله، بالغ امره قد جعل الله لکل شیء قدراً؛ (طلاق/۲و ۳) (هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند و او را از جائی که گمان ندارد روزی می دهد، و هرکس برخداوند توکل کند کفایت امرش را می کند، خداوند فرمان خود را به انجام می رساند، و خدا برای هرچیزی اندازه ای قرار داده است.) را می خوانی که این از کیمیا برایت بهتر است.


منبع: مجله بشارت، ش ۵۸، صادق زینی لشکاجانی


ن : بهار
ت : چهارشنبه پنجم مرداد 1390
کلام خدا...
هر وقت دیدی ...یادم میرود که دارم با نامحرم حرف میزنم...
هر وقت دیدی... شوخی و خنده در حرف زدنم با مردان به راه است...

دوست خوب من!... لطفاً...لطفا...لطفا...
مهربانانه به من تذکر بده این ""کــــــلام خدا"" راکه...

" چنان حرف مزنیـد... که بیمار دلان ...در شما ...طمع کنند. "

آیه 32 سوره احزاب...


ن : بهار
ت : سه شنبه چهارم مرداد 1390
اول خدا

اول خدا

چشمهایت

چه عمیق اند عزیز !

خنده هایت ، چه صمیمی

دستهایت ، چه زلال !

این همه آیینه را

از کجا آوردی ؟

با حضورت ای عشق

شهر را آیینه کاری کردی !


[ ادامه مطلب ] |
ن : بهار
ت : پنجشنبه سی ام تیر 1390
احادیث...
امام زمان به شیعیان فرمودند:

من برای مومنی كه یادآور مصیبت جد شهیدم شود سپس باری تعجیل فرج و تایید من دعا كنذ، دعا میكنم

و امام زمان (ع) فرمودند: برای فرج زیاد دعا كنید چرا كه این زیاد دعا كردن، خود، فرج و گشایبش كار ماست.

و امام زمان (ع) فرمودند: به شیعیان و دوستان ما بگوئید كه: خدا را به حق عمه ام حضرت زینب (س) قسم دهند كه فرج من را نزدیك گرداند.

و امام زمان (ع) فرمودند:اگر شیعیان ما ... همدل می شدند بركت دیدار ما از ایشان تاخیر نمی افتاد و سعادت دیدار ما برای آنان زودتر حاصل میشد.

برای خوندن احادیثهای زیبا روی ادامه ی مطلب برین...


[ ادامه مطلب ] |
ن : بهار
ت : پنجشنبه سی ام تیر 1390
مهدی جان ...

وقتي بيايي

زندگي متولد ميشود

و احساس

از پنجره وسعت عشق

شادي را

از ميان دو چشم تو

به گردن خورشيد ميبخشد

وقتي تو بيايي

تپش چشمه ها

بشارت ميدهد بيابان را

كه بهار

در رگ هاي تشنه

حضوري مداوم دارد

ودست نياز

بي دغدغه از چشم آسمان

محبت را خواهد چيد

وگل حضورتو

آرامش را

تسلي ميدهد

وقتي تو بيايي

نور

ازوجود تو  نور ميگيرد

وعطرنفست

زندگي رامعنا ميبخشد

وروشنايي

به نام تو دخيل ميبندد

وقتي تو  بيايي

خوشه خوشه آزادي

نوازش ميدهد

چشمان خسته را

وتلاوت نامت

سنگ را به سجده ميخواند

وقتي  تو بيايي

خدا را

آنگونه سبز كه تومي بيني

وميداني

به دل هاي عاشق هديه ميكني

ومردم همه چيز را

سبز ميبينند

وسبز ميخوانند

وهستي از قدم سبز تو

سبز ميشود

وقتي تو بيايي...

براي سلامتي و تعجيل در ظهور مهدي جان عج

و

سلامتي رهبر عزيزمون

صلوات!


ن : بهار
ت : چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390
اتنظار فرج...
منتظر واقعی امام زمان چیست؟ 

به طور خلاصه می توان گفت که: منتظر واقعی کسی است که تمام حرکات و سکناتش حکایت از انتظار داشته باشد. کسی که انتظار مهمانی را می کشد. به نظافت خانه می پردازد، لباس مرتب می پوشد و همه چیز را فراهم می کند تا به محض ورود مهمان، به بهترین نحو از او پذیرایی کند. انتظار امام زمان (عج) لحظه به لحظه است. باید به گونه ای منتظر بود که هر لحظه خبر ظهور آقا به گوش رسد، آماده باشیم. اهل گناه و دلبسته به دنیا نمی تواند نام خود را منتظر بنامد.

خصوصیات منتظر واقعی و بهترین عمل در زمان غیبت چیست ؟
 

منتظر واقعی مهدی (عج )باید چندین خصوصیت داشته باشد:

۱- عمل به تکالیف دینی منتظر واقعی باید تمام وظایف دینی و احکام الهی را نجام دهد در مرحله اول نه یک واجب از او ترک شود و نه یک حرام از او صادر شود.
2- محزون بودن به علت محروم بودن از زیارت آن وجود مبارک ((عزیز علی ان اری الخلق و لاتری و لا اسمع لک حسیسا" و لا نجوی ...؛بر من گران است که خلق را ببینم و تو دیده نشوی و سخن آشکار و پنهان تو را نشنوم ))، (دعای ندبه ).
3- انتظار فرج آن حضرت ، در روایات متعدد داریم که در زمان غییبت امام زمان (ع) بهترین اعمال انتظار فرج است ((سفینه البحار شیخ عباس قمی، ماده نظر)).
اینجا نیاز به توضیح دارد که چرا بهترین اعمال انتظار فرج است . فرج ؛ یعنی ، نصرت و پیروزی و گشایش و مقصود، نصرت و پیروزی حکومت عدل علوی بر حکومت های کفر و شرک و بی داد است پیروزی حکومت عدلی که به رهبری امام عصر(عج ) تشکیل می گردد بنابراین انتظار فرج یعنی انتظار تحقق یافتنی این آرمان بزرگ و جهانی است و منتظر حقیقی کسی است که حقیقتا" خواهان تشکیل چنین حکومتی باشد و این خواسته آن گاه جدی و راست است که شخص منتظر عامل به عدل و گریزان از ستم و تباهی باشد و گرنه انتظار فرج در حد یک ادعا و شعار بی محتوا باقی خواهد بود ازاین رو در روایات آمده است که انتظار فرج، خود فرج است زیرا کسی که حقیقتا" منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تا"سیس حکومت عدل گستر اوست زندگی خود را بر پایه عدل و داد استوار می سازد و او انسانی است که حضور و غیبت امام در نحوه رفتار و سیر و سلوکش تفاوتی ندارد و قبل از تشکیل حکومت عدل او چنین حکومتی را در زندگی خود پایدار ساخته است بنابراین انتظار فرج حقیقی ریشه در معرفت به حق و عدل و ایمان و عشق به آن دارد و آثار آن نیز در عمل نمایان می گردد و چنین حقیقت اصیل و عمیقی با لفظ و شعار به دست نمی آید و با بی تفاوتی و بی اعتنایی نسبت به مقدمات دینی و رسالت های انسانی در تعارض و تناقض است از این جا نادرستی یک تفسیر از انتظار فرج روشن می شود زیرا بعضی بر این تصور خام هستند که انتظار فرج یعنی بی تفاوتی نسبت به آنچه در جوامع بشر می گذرد و دست روی دست گذاشتن به امید اینکه امام زمان ظهور کند و آنهارا اصلاح نماید. انتظار فرج تعهدآفرین و مسؤولیت ساز است و با بی تفاوتی و بی اعتنایی به سرنوشت بشر و حقیقت و فضلیت منافات دارد.



ن : بهار
ت : چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390
داستان های آسمانی
همسر چمران می گوید : دیروقت بود که از سر کار آمد ، یک کم استراحت کرد و دوباره قبل از اذان صبح بلند شد که نماز شب بخواند .

به اوگفتم مگر تو اعتقاد نداری که کارهایی که می کنی همه عبادت است ؟

گفت : بله.

گفتم : پس یک مقدار استراحت کن .

گفت : تاجر خوب آن است که از جیب نخورد و به سرمایه ی خود اضافه کند .



سومین یا چهارمین باری بود كه حاج صادق آهنگران به منطقه ی ما می آمد. شهید حسن باقری از او خواهش كرد صبح پنج شنبه برای بچه ها زیارت عاشورا بخواند.آقای آهنگران خیلی خسته بود. شب یك ساعت بیشتر نخوابیده بود.بعد از زیارت عاشورا شهید باقری تقاضای روضه ی حضرت رقیه (علیها السلام)كرد؛فقط من می دانستم چه اتفاقی خواهد افتاد. ته دلم خالی شد، بچه ها از حالت من تعجب كردند، نمی دانستند شهید باقری چقدر به حضرت رقیه ارادت دارد.می دانستم او با شنیدن روضه ی حضرت رقیه از حال خواهد رفت. از اول تا آخر روضه، شهید باقری در سجده بود. روضه كه تمام شد، منتظر بودیم سر از سجده بردارد،اما.... 

كف سنگر 3 پتو روی هم انداخته بودیم. جایی كه باقری سرش را گذاشته بود ، تا پتوی سوم بر اثر اشكهایش خیس شده بود. . . 

برای خوندن داستانهای آسمانی روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.


[ ادامه مطلب ] |
ن : بهار
ت : چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390
 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.